17ماهگی
دختر قشنگم
با تاخیییییییییییییییییییییر 17 ماهگیت مبارک عسلی
اینم عکس 17 ماهگیت

بخورمت خوشکلم
آخر ماه هم واکسن داری امیدوارم زیاد اذیت نشی
پیشرفتای این ماهت:
گفتن :
یا الله
لا اله الی الله : لا لا لا لا
صلوات : به زبون خودت
بده
نی نی
سلام
آب
بالا
آخ
بدو بدو
و ...
به سرد میگی داغ یکمی باهات کار کردم الان یه یزی شبیه سرد میگی
ماشاالله پر سر زبونی حرف زیاد میزنی ولی بیشترش قابل فهم نیست
روابط عمومیت ماشاالله بالاست(برعکس من)هرجا بری زودی دوست پیدا میکنی...خونه مادرجون نی نی همسایه اومد دنبالت سریع رفتی بالا دو ساعتی باهاش بازی کردی و از اون به بعدشم دیگه در خونه همسایه جمعت میکنم یا رفته بودیم عروسی نثرت عمه همون اول دوست پیدا کردی و باهاش رقصیدی
یه جا بند نمیشی خیلی پر تحرکی تو همون عروسی یه جا ننشستی هی از اینور سالن به اون ور سالن ، یه بارم از بیرون سالن جمعت کردم
همچنان عاشق دردری پدر ما رو درآوردی با این دردر گفتنت
تا دلت بخواد کمکم میکنی از سفره جمع کردن و پهن کردن و تمیزکاری
تو خونه خودمون تو کرمان بعد نماز ظهر که میشد دیگه میرفتی دم در باباتو صدا میزدی اگه صدای در خونه همسایه میاومد میپریدی دم در فکر میکردی باباییه بعد که میدیدی خبری نیست گریه میکردی منم مجبور میشدم به بابا زنگ بزنم باهاش صحبت کنی... اگه هم واقعا بابات میاومد با ذوق و خوشحالی سلام میکردی و میپریدی بغلش
یا اگه دایی میاومد یه عالمهبا دایی بازی میکردی و خستش میکردی
خب فعلا همینقدر تو خاطرم هست...یادم اومد میام برات مینویسم
فعلا بای دختر نازم






17ماهگی
